وقتی موها میریزند اما عزتنفس نباید بریزد
سلامت گیل/ نسترن ماهور در چند ثانیه نوشت؛ بیماران زیادی هستند که برای درمان و بازگشت به زندگی باید دورهی سخت شیمی درمانی را طی کنند. تزریق داروهای قوی، پذیرفتن عوارض آنها، ریزش مو و ضعف قوای بدنی از مواردی هستند که باید با آنها کنار آمد. در این میان روحیه و عزت نفس نقش اصلی را بازی میکنند.
شیمیدرمانی فقط یک درمان نیست؛ سفریست به درون، نگاه به خود بدون پرده و کنار آمدن با خودِ بیحجاب! بدنی که تا دیروز آشنا بود، کمکم تغییر میکند: موها میریزند، پوست رنگ میبازد، چهره در آینه غریبه میشود. اما شاید سختترین بخش ماجرا، نه ریزش موها که فرو ریختن حس مالکیت بر بدن باشد. بیماری فقط جسم را هدف نمیگیرد؛ آرام و بیصدا، عزتنفس را هم تهدید میکند.
در فرهنگی که زیبایی را با مو، پوست و چهره تعریف میکند، هر تغییر جسمی به نوعی حذف از اجتماع تعبیر میشود. زنانی که در مسیر شیمیدرمانیاند، ناگهان از نگاههای دیگران فاصله میگیرند. آنها یاد میگیرند روسری را نه از سر عادت، که برای پنهان کردن نشانهی مبارزهای که در بدنشان دارند بهسر کنند. اما در پس آن سکوت، قدرتی دیگر شکل میگیرد: قدرتِ زندهماندن، قدرتِ ادامه دادن.
ریزش مو شاید نخستین نشانهی درمان باشد، اما بازسازی روح، به زمان و جسارت بیشتری نیاز دارد. وقتی مو میریزد، زن باید دوباره خودش را تعریف کند. بر اساس زنی که ایستاده است، زنی که جنگیده و هنوز امید دارد.
شیمیدرمانی در واقع درسی بزرگ دربارهی جدایی میان «منِ ظاهری» و «منِ واقعی» است. موها میریزند، ابروها کمرنگ میشوند، اما نگاه همچنان زنده میماند. و شاید همین نگاه، زیباترین بخش انسان باشد: نگاهی که از درد عبور کرده و هنوز زندگی را انتخاب میکند.
